هميشه سرافراز و سربلند باشي ايرانم

           

                      وطنم وطنم وطنم

                              پاره ی تنم ای زادگاه و میهنم            

                                                              بوسه میزنم بر خاکت ، ایران

امامم بيا و ببين !!؟ كاش مي بودي و حقشان را كف دستشان ميگذاشتي

یا کریم العفو

یا الله تو الله منی صاحب اختیار منی ،مالک همه وجودمی ،
یارب 
ازت میخوام که قلبی سلیمی 
با ایمان راسخ واونقدر بزرگ روبهم بدی که بتونم عشق تورواونجا داشته باشم نه فقط تنها 

برای مدتی ... برای همیشه برای هر لحظه 
 
ای الله من ، من ازعشق صوری حرف نمیزنم یا محبتی که الان تو دلم دارم، نه ؟

من از عشقی حرف میزنم که رسول تو حضرت محمد صلی الله علیه وآله و اهل 
بیتش تو دلشون داشتن حرف میزنم 

عشقی که نه تنها مالک قلبم باشه بلکه مالک جزء جزء اعضای جوارحم باشه 
 یا رب العالمین چون می دونم عشقی والاتر از عشق آنان به تو نیست ازت این 
درخواست رو کردم 
پروردگارا از کریمی جز تو چیزی جز این نمیشه خواست 
من چیزی لایق تر از این پیدا نکردم
تا ازت بخوام من از تو ، عشقتو لقائتو میخوام 

اگه کمه بهم بفهمون ، آیا چیزی بزرگترازتو وجود دارد که من بخوام؟
واگه برام زیادیه ...
خدایا بهم نگو که لایقش نیستم نگو که هنوز تو چیزی نیستی و به گرد 
بنده های من نمیرسی ؛ یا رب اصلا من سگ دردت ، واین رسم نیست که 
منو از درت برونی 
از بزرگی چون تواین چنین مطلبی خواستن رسمه ومن چیز بزرگتری 
از تو پیدا نکردم ؛ شرمم میاد تا چیز دیگری ازت بخوام 
همه دنیا وآخرت تنها در تو خلاصه میشه اگه تو رو داشته باشم 
از هیچ چیزی واهمه نخواهم داشت حتی اگه منو به جهنم بفرستی و
روی بهشتت رو هم بهم نشون ندی 

پروردگارا ! واقعا منو ببخش که دارم گستاخی میکنم 
در محظرت ؛
بی پرده بگم ، 
دیگه هیچی حالیم نیست من، میخوامت فقط همین وبس! 
من فقط تو رومیخوام حالا به زور هم که شده اونقدر دم درت پارس میکنم 
تا رحم کنی ودلت برام بسوزه و اونی رو که میخوام بهم بدی 

قربونت برم خدا قربون لطف و کرمت که اینقدر الرحم الراحمینی
میدونم که اگه تو اراده نمیکردی حتی تنها یک حرف از این 
خواسته هامو نمیتونستم ازت بخوام میدونم که تو بی همتایی 
منم که نمک نشناسی میکنم ،می دونم . 
خدای من نمی دونی چقدر این حس و دوست دارم 
که خودمو برات لوس کنم و ازت چیزی بخوام وبدونم که تو داری منو میبینی و
گاهی هم نگاهی با محبت وخداگونه بهم میندازی و
گاهی هم که یه جور دیگه نگاهم میکنی ومن دنبال سوراخ سمبه می گردم 
تا نگاهم با نگاهت تلاقی نکنه ولی حیف که نمیشه !

 
دیگه چیزی به غیرازاین ندارم، ونمی تونم بگم ؛
  
  الهی منو ببخش یا کریم العفو

چیزه تازه ای برای ... هرچه ... عمل کنید

سلام

امروز میخوام از جمله یک بزرگوار که داغش تازه به روی دلهامون نشسته 
 شروع کنم :

   «چیز تازه ای برای گفتن ندارم هرچه را که می دانید عمل کنید»

 

 

بله اگه درست حدس زده باشید خودشه

آیت الله العظمی محمد تقی بهجت (قدس السره)

قربون معرفتش برم با اینکه سرتاپا آیه الهی بود ، جمله ی آیت الله العظمی رو
اجازه نمی دادند که به اسمشون اضافه کنند
ولی حالا قربون دل باصفات برم هرچه قدر که دلمون بخواد میگیم چون لایقشی؛

راستی واقعا به این جمله یه کم فکر کن ببین چه چیزهایی که به آدم نمیگه ؟

«چیز تازه ای برای گفتن ندارم هرچه را که می دانید عمل کنید»

 ما چنددرصد ازچیزهایی رو که می دونیم بهشون عمل میکنیم
بلکه با اینکه نادرستی عملی رو میدونیم با این حال مرتکبش میشیم
منو کشته صفا و معرفت بعضی ها ! ببین چی گفته با این یه جمله ؛؟
.
.
.
به قول استادم که میگفتند درسته یک جمله است ولی خودش کتابیه
*در واقع ما خودمون اولین قدمو بلیدیم که چه جوری به سمت خدا بریم
وبقیش رو هم کافیه که گوش به زنگ بمونیم مطمئنا ندای بیا بیا به سوی من رو
باتمام وجود خواهیم شنید
.
.
.
.
.
.
.
؟
میبینی یکی خودم با اینکه اینو می دونم ولی ...
دارم درجا میزنم چرا چون خودم دارم روم و برمی گردونم بهم میگه بیا دستت و بده
تا ازمنجلابی که توشی بکشمت بیرون ، دستمو تودستش میذارم ولی ...
.
.
.
اولین پله ... دومین پله شاید سومین و تا... ولی تا بیام بوی معرفت رو استشمام کنم
به زور دستموازدستش باز میکنم و باسرمیخورم زمین طوری که خودم و روزها وبلکه سالها

نمیتونم پیدا کنم

بااینکه میدونم باید ولش نکنم و محکم بچسبم به دستش ولی چه سود ...

 

**راستی یه سوال اگه تو بدونی که امروز آخرین روزه زندگیته چیکار میکردی؟؟
.
.
.
وای من که بهش فکرمیکنم یهو یه حس عجیبی بهم دست میده هول ورم میداره
چقدر کار عقب مونده ،هنوز توشه ای برای بردن ندارم چقدرآمادم برای وصال ،وای هنوز

چیزی ند ارم ... هیهات !

بعد اینکه این افکار به سرم میزنه برای اینکه خودمو د لداری بدم به خودم
میگم خدا مهربونتر از این حرفاست منوهمینجوری هم که هستم قبول میکنه
ولی یهو به یاد السابقون السابقون اولئک المقربون میفتم
 روز محشرو تجسم میکنم وقتی که از بنده ای مقربش استقبال میکنه
من خودمو اونجا طوری میبینم که همه جلو میرن خندان اما من باچشم حسرت دارم به
اونا نگاه میکنم آخ که چقدر دلم میخوادش وای دلم داره پرمیزنه انگار که میخواد
ازجاش کنده بشه و دنبال اونا بره فقط برای یک لحظه دیدنش حتی
از دور هم که شده

الحق که خوب گفتن بدترین مجازات قیامت همینه که به لقاء الله نمیرسی
وای هنوز چیزی نشده تصورش خودش برا آدم زجرآوره چه برسه
که ...
خدا اون روز ونیاره

 

چرا برم بقیع ؟؟؟

 

یا علی رفتم بقیع اما چه سود ؟               هرچه گشتم فاطمه آنجا نبود

     یا علی قبر پرستویت كجاست ؟        آن گل صد برگ خوش بویت كجاست ؟

              هرچه باشد من نمك پروده ام              دل به عشق فاطمه خوش كرده ام

              حج من بی فاطمه بی حاصل است               فاطمه حلال صدها مشكل است

               من طواف سنگ كردم دل كجاست ؟                راه پیمودم بسی منزل كجاست ؟

                   كعبه‌ي بی فاطمه مشتی گِل است                 قبر زهرا كعبه‌ي اهل دل است ...


   شهادت بانوی دوعالم بی بی

                    حضرت فاطمه ی زهرا سلام الله علیها

                                                                          بر

                                                     دلسوختگان اهل بیت تسلیت باد

اين چيست كه نامش را خداپرستي نهاده ام !!

خداي من !

آيا ميبيني مرا كه به سوي تو نمي آيم مگر ازجهت (رسيدن به )آرزوها ، 

وچنگ به گوشه هاي ريسمانهاي (دعاوتضرع به درگاه )تو نمي زنم مگر ؟

آن موقع كه گناهانم مرا از سراي وصال (سعادت و خوشبختي )دور انداخته است ؟! 

(آري ؛ چنين است كه من براي رسيدن به آرزوها و رفع گرفتاريهابه سراغ تو مي آيم نه براي خود تو !)

پس چه بد مركبي است كه من از هواي خود ساخته (ونامش را خداپرستي نهاده است)!!