|
خیمه زد چون در دلت سلطان عشق
عشق همچو شمع است وما همه پروانه وار گرداومی گردیم
از شبنم عشق خاک آدم گل شد به گِل منگر به دل بنگر
آه خدایا چه کنم از غم دل چه کنم ازجور روزها همه شب فکر من این است و وسخنم وای اینج کجاست این دیار غربتِ غریب پرور ! ندارد باغ پاییزی رخ زردی که من دارم هم مشغول کار خودشونن به فکر این که فقط نیازهای روزمره ونفسانیشون رو برطرف کنن ببینید ماها چقدر بدبختیم من که دارم از غصه میمیرم که چرااین دنیا رو نمی تونم
|
از خاک تا افلاک![]()
ســلام خــوش اومـــــدید به دفتر کهنه ام88/10/01 - 88/10/3088/09/01 - 88/09/30 88/08/01 - 88/08/30 88/06/01 - 88/06/31 88/05/01 - 88/05/31 88/04/01 - 88/04/31 88/03/01 - 88/03/31 88/02/01 - 88/02/31 88/01/01 - 88/01/31 87/12/01 - 87/12/30 87/11/01 - 87/11/30 87/10/01 - 87/10/30 87/09/01 - 87/09/30 87/07/01 - 87/07/30 87/06/01 - 87/06/31 87/02/01 - 87/02/31 87/01/01 - 87/01/31 دوستان باصفا
***تــــوبه
desing by |